کانتر ,واسه ,بودیم ,بیرون ,دوستِ بابا ,مریضی دوستِ ,بیرون بودیم
امسال کاملا با سال‌هایِ دیگه فرق کرد ، کمتر بیرون بودیم به نظرم ، صبح ها که اصن بیرون نرفتیم ، ولی خب عصرها کامل بیرون بودیم . از طرفِ دیگه سالهایِ قبل عکس خیلی میگرفتم ولی خب امسال تو 15 تا عکس تمومِش کردم .. نمیدونم حسِ خوبی نداشتم از اولِ سفر ، مریضی دوستِ بابا رو هم روش اضافه کن ، درگیری برایِ دکتربردن اون و هزار مکافاتِ دیگه .. کبدِش چرب شده ، شب‌ها اصن نمیتونست بخوابه و ...
موج‌هایِ آبی هم رفتیم ، دو نفری .. خوب بود ، خوش گذشت بالاخره :)) سقوطِ آزاد نرفتیم فقط :| 
قرار بود طُرقبه هم بریم و به سفارشِ یه دوست خوب شیشلیگ بخوریم ولی خب نشد .. هم دور بودنِش مانع شد هم مریضی دوستِ بابا . برا چندمین بار هم پیتزا کندز مشهد رفتیم که خدایی فقط اسم دَر کرده :| کسایی که گوشت تو پیتزا دوس ندارن نَرَن اونجا بهره :) همه پیتزاهاش گوشت داره :/ اونم یه جوری که کاملا معلوم میشه و حسِ بدی به آدم دس میده .. 

از پرواز بگم که با همون هواپیمایی که رفته بودیم برگشتیم ، رفتنی جلویِ دربِ خروجِ اضطراری وسطِ هوپیما نشستیم که متاسفانه پشتیِ صندلی‌ها نمیخوابید ، برگشتنی هم درست جایِ دربِ خروج اضطراری نشستیم که انقدر فاصله با صندلیِ جلویی زیاد بود که میز رو که باز میکردی نمیرسید بهت :| باس خم می‌شدی .. 
رفتنی خب غذا خوب بود ولی برگشتنی صبحونه دادن که من اهلِش نبودم ولی خب خوردم ، چایی هم دادن :)

چی میشه یکمی فرهنگ‌سازی کنیم ؟ تو فرودگاه ، موقع برگشت ، دوتا کانتر باز کردن برا تحویل بار ، بعد فقط از یه کانتر تحویل میگیرن و صفی که واسه کانتر دومی واستاده مجبوره بره تو اون یکی صف ، یه عده رفتن خودشون رو چپوندن و اینا یه عده هم از عقب دادن میزنن که نزارین :| عاغا خدایی جا نمی‌مونه واسه بارِ شما ؟ :/ یا اونا سوار میشن میرن و شما میمونی .. نمیگم اونا کارِ درستی کردن ولی خب با داد زدن اون میاد عقب ؟ بعد اصن اون کانترِ دوم رو واسه چی باز کردن آخه ؟ :/ خب از اول یه کانتر وا میکردین :(

پی نوشت :
:: چقدر عاشقِ لهجه‌ها شدم =)
منبع اصلی مطلب : من می‌نویسم
برچسب ها : کانتر ,واسه ,بودیم ,بیرون ,دوستِ بابا ,مریضی دوستِ ,بیرون بودیم
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : صد و بیست - سفر ...